خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مغنّی وقت آن آمد که بنوازی ربابصبوحست ای بت ساقی بده جام شراب
۲
اگر مردم بشوئیدم به آب چشم جاموگر دورم بخوانیدم به آواز رباب
۳
فلک در خون جانم رفت و مادر خون دلمی لعل آب کارم برد و ما در کار آب
۴
مرا بر قول مطرب گوش و مطرب در سماعمن از بادام ساقی مست و ساقی مست خواب
صفحهٔ ۱ از ۳