شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از لعل آبدار تو نعلم بر آتشستزان رو دلم چو زلف سیاهت مشوّشست
۲
دیشب به خواب زلف خوشت را کشیده‌امزانم هنوز رشته جان در کشاکشست
۳
هر لحظه دل به حلقهٔ زلفت کشد مرایا رب کمند زلف سیاهت چه دلکشست
۴
چون لعل آبدار تو از روی دلبریآبیست عارض تو که در عین آتشست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth