خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان من جان مرا چون ضرر از بیماریستنظری کن که به جانم خطر از بیماریست
۲
حال من نرگس بیمار تو داند ز آنرویکه در او همچو دل من اثر از بیماریست
۳
هر طبیبی که علاج دل بیمار کندتو مپندار که او را خبر از بیماریست
۴
تا جدا مانده ام از روی تو ای سیمین بررنگ روی من بیدل چو زر از بیماریست
صفحهٔ ۱ از ۳