خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن پریچهره که جور و ستم آئین داردچه خطا رفت که ابروش دگر چین دارد
۲
نافه ی مشگ ز چین خیزد و آن ترک ختاای بسا چین که در آن طرّه ی مشگین دارد
۳
دل غمگین مرا گرچه بتاراج ببردشادمانم که وطن در دل غمگین دارد
۴
عجب از چشم کماندار تو دارم که مقیممست خفتست و کمان بر سر بالین دارد
صفحهٔ ۱ از ۳