شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حبّذا پای گل و صبحدم و فصل بهارباده در دست و هوا در سر و لب بر لب یار
۲
بی رخ یار هوای گل و گلزارم نیستزانک با دست نسیم چمن و بوی بهار
۳
همه بتخانه ی چین و نگارست ولیکاهل معنی نپرستند مگر نقش نگار
۴
در دل تنگ من آمد غم و جز یار نیافتاوست کاندر حرم عشق تو می یابد یار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth