خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریزبا پسته ی شیرین ز شکر شور برانگیز
۲
تلخست مِی از دست حریفان تُرُش رویدر ده قدحی از لب شیرین شکر ریز
۳
بنشست زباد سحری شمع شبستانای شمع شبستان من غمزده برخیز
۴
بفشان گره طرّه ی مشکین پریشانوز سنبل تر غالیه بر برگ سمن ریز
صفحهٔ ۱ از ۳