خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در جهان قصّه حسن تو نشد فاش هنوزتو دل خلق جهان صید کنی باش هنوز
۲
هیچ دل سوخته کام دل شوریده نیافتزان عقیق لب دُر پوش گهرپاش هنوز
۳
باش تا نقش ترا سجده کند لعبت چینزانک فارغ نشد از نقش تو نقّاش هنوز
۴
تا دلم صید نگشتی بکمند غم عشقسنبلت سلسله بر گل نزدی کاش هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲