خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای برده عارضت بلطافت ز مه سبقدل غرق خون دیده ز مهر رخت شفق
۲
خورشید بر زمین زده پیش رخت کلاهریحان در آب شسته ز شرم خطت ورق
۳
دینار جسته از زر رخسار من طلاوانگاه از درست رخم کرده سکّه دق
۴
اشک منست یا می گلرنگ در قدحیا روی تست یا گل خود روی بر طبق
صفحهٔ ۱ از ۳