خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزی بسر کوی خرابات رسیدمدر کوی خرابات یکی مغبچه دیدم
۲
از چشم بشد ظلمت و سرچشمه ی خضرمچون در خط سبز و لب لعلش نگریدم
۳
نقش دو جهان محو شد از لوح ضمیرمچون نقش رخش بر ورق دیده کشیدم
۴
در لعل لبش یافتم آن نکته که عمریدر عالم جان معنی آن می طلبیدم
صفحهٔ ۱ از ۳