خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبست و خلوت و مهتاب و ساغر ای بت ساقیبریز خون صراحی بیار باده ی باقی
۲
خوشا بوقت سحر بر سماع بلبل شب خیزشراب راوقی از دست لعبتان رواقی
۳
تو خضر وقتی و شب ظلمتست در قدح آویزکه باده آب حیاتست خاصه از لب ساقی
۴
نوای نغمه ی عشاق از اصفهان چه خوش آیدمرا که میل عراقست و شاهدان عراقی
صفحهٔ ۱ از ۳