خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طوبی لک ای پیک صبا خرّم رسیدی مرحباباللهِ قُل لِحُشاشتی ما بال رکبِ قد سرّی
۲
یاران برون رفتند و من در بحر خون افتادهامطَرفی علی هجرانِهم تَبکی و ما تُغنی البکا
۳
بار سفر بستند و من چون صید وحشی پای بندساروا و مِن آماقنا أجروا ینابیع الدّما
۴
افتان و خیزان میروم تا کی رسم در کاروانو الرکبُ قد ساروا إلی الایحاد و الحادی حدا
صفحهٔ ۱ از ۳