شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای به ناوک زده چشم تو یک‌اندازان راکشته افعی تو در حلقه فسون‌سازان را
۲
جان ز دست تو ندانم به چه بازی ببرمپشّه آن نیست که بازیچه دهد بازان را
۳
دل چو دادم به تو عقلم ز کجا خواهد ماندمال کی جمع شود خانه براندازان را
۴
عندلیبان سحرخوان چو در آواز آیندمی بیارید و بخوانید خوش‌آوازان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth