خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جان من بیاد لبت تشنه بر شرابهر دم بجام لعل لبت تشنه تر شراب
۲
در ده قدح که مردم چشمم نشسته استدر آرزوی نرگس مست تو در شراب
۳
ما را ز جام باده لعلت گزیر نیستآری مراد مست نباشد مگر شراب
۴
بر من بخاک پات که مانند آتشستگر آب می خورم بهوایت و گر شراب
صفحهٔ ۱ از ۳