خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خوابدیدم آن نرگس پر فتنهٔ فتّان در خواب
۲
خیمه بر صحن چمن زن که کنون در بستاننتوان رفت ز بوی گل و ریحان در خواب
۳
بود آیا که شود بخت من خسته بلندکآیدم قامت آن سرو خرامان در خواب
۴
ای خوشا با تو صبوحی و ز جام سحریپاسبان بیخبر افتاده و دربان در خواب
صفحهٔ ۱ از ۳