خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسته ی بند تو از هر دو جهان آزادستوانک دل بر تو نبستست دلش نگشادست
۲
عارضست در شکن طرّه بدان می ماندکافتابیست که در عقده ی رأس افتادست
۳
زلف هندو صفتت لیلی و عقلم مجنونلب جانبخش تو شیرین و دلم فرهادست
۴
سرو را گرچه ببالای تو مانندی نیستبنده با قدّ تو از سرو سهی آزادست
صفحهٔ ۱ از ۳