خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو آن فتنه از خواب سر برگرفتصراحی طلب کرد و ساغر گرفت
۲
سمن قرطه ی فستقی چاک زدچو او پرنیان در صنوبر گرفت
۳
بنفشه ببرک سمن برشکستجهان نافه ی مشک اذفر گرفت
۴
بر آتش فکند از خم طرّه عودنسیم صبا بوی عنبر گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳