خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لبت میگون و جانم می پرستما خراب افتاده و چشم تو مست
۲
همچو نقشت خامه ی نقاس صنعصورتی صورت نمی بندد که بست
۳
دین و دنیا گر نباشد گو مباشچون تو هستی هرچه مقصودست هست
۴
در سر شاخ تو ای سرو بلندکی رسد دستم بدین بالای پست
صفحهٔ ۱ از ۳