خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر سر درآورد سرم آنجا که پای اوستور سرکشد تنعّم من در جفای اوست
۲
گر می برد ببندگی و می کشد ببندآنست رای اهل مودّت که رای اوست
۳
هر چند دورم از رخ او همچو چشم بدپیوسته حرز بازوی جانم دعای اوست
۴
هیچم بدست نیست که در پایش افکنمالا سری که پیشکش خاک پای اوست
صفحهٔ ۱ از ۳