شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که او دیدهٔ مردم‌کش مستت دیده‌ستبس که بر نرگس مخمور چمن خندیده‌ست
۲
مردم از هر طرفی دیده در آنکس دارندکه مرا مردم این دیدهٔ حسرت دیده‌ست
۳
ای‌که گفتی «سر ببریده سخن کی گوید!‌»بنگر این کلک سخن‌گو که سرش ببریده‌ست
۴
گویی آن سنبل عنبر‌شکن مشک‌فروشبه خطا مشک ختن بر سمنت پاشیده‌ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth