شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوریده ئیست زلف تو کز بند جسته استخطّ تو آن نبات که از قند رسته است
۲
آن هندوی سیه که تواش بند کرده ئیبسیار قلب صف شکنان کو شکسته است
۳
گر زانگ روی و موی تو آشوب عالمستما را شبی مبارک و روزی خجسته است
۴
هر چند نیست با کمرت هیچ در میانخود را بزرنگر که چنان بر تو بسته است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth