خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن نگینی که منش می طلبم باجم نیستوان مسیحی که منش دیده ام از مریم نیست
۲
انک از خاک رهش آدم خاکی گردیستظاهر آنست که از نسل بنی آدم نیست
۳
گرچه غم دارم و غمخوار ندارم لیکنشاد از آنم که مرا از غم عشقش غم نیست
۴
دوش رفتم بدر دیر و مرا مغبچگانچون سگ از پیش براندند که این محرم نیست
صفحهٔ ۱ از ۳