شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای فدای قامتت هر سر و بستانی که هستدر حیا از چشم من هر ابر نیسانی که هست
۲
باز داده خط بخون و ز شرمساری گشته آبجام یاقوت ترا هر راح ریحانی که هست
۳
نرگس سرمست مخمور تو بیمارست از آنسر در افکندست زلفت از پریشانی که هست
۴
خاتم لعل ترا چون شد مسخّر ملک جمصید زلفت گشت هر دیو سلیمانی که هست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth