خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز جام عشق تو عقلم خراب می گرددز تاب مهر تو جانم کباب می گردد
۲
مرا دلیست که دائم بیاد لعل لبتبگرد ساقی و جام شراب می گردد
۳
هلاک خود بدعا خواستم ولی چکنمکه دیر دعوت من مستجاب می گردد
۴
دلست کاین همه خونم ز دیده می باردپرست کافت جان عقاب می گردد
صفحهٔ ۱ از ۳