خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمندولیک پیش وجود تو جمله کالعدمند
۲
صبوحیان سحرخیز کنج خلوت عشقچه غم خورند چو شادی خوران جام جمند
۳
چو گنج عشق تو دارند در خرابه ی دلنه مفلسند ولی منعمان بی درمند
۴
چو قامت تو بینند کوس عشق زنندپری رخان که بعالم به دلبری علمند
صفحهٔ ۱ از ۳