شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مه چنین دلستان نمی افتدسرو از اینسان روان نمی افتد
۲
زان دهان نکته ئی نمی شنومکه یقین در گمان نمی افتد
۳
هیچ از او در میان نمی آیدکه کمر در میان نمی افتد
۴
عجب از پادشه که سایه ی اوبر سر پاسبان نمی افتد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth