خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بوی زلف تو دادم دل شکسته به بادبیا که جان عزیزم فدای بوی تو باد
۲
ز دست ناله و آه سحر به فریادماگر نه صبر به فریاد من رسد فریاد
۳
چو راز من بر هر کس روان فرو میخواندسرشک دیده از این روز چشم من بفتاد
۴
هنوز در سر فرهاد شور شیرینستاگرچه رفت به تلخی و جان شیرین داد
صفحهٔ ۱ از ۳