شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوشم بشمع روی چو ماهت نیاز بودجانم چو شمع از آتش دل درگذار بود
۲
در انتظار صید تذرو وصال توچشمم ز شام تا بگه صبح باز بود
۳
از من مپرس حال شب دیرپای هجراز بهر آنک قصّه آن شب دراز بود
۴
من در نیاز بودم و اصحاب در نمازلیکن نیاز من همه عین نماز بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth