شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو مطربان سحر چنگ در رباب زنندصبوحیان نفس از آتش مذاب زنند
۲
بتاب سینه چراغ فلک بر افروزندز آب دیده نمک بر دل کباب زنند
۳
چو آفتاب ز جیب افق برآرد سرز ماه یکشبه آتش در آفتاب زنند
۴
شکنج سنبل طاوس بیکران گیرندهزار قهقهه چون کبک بر غراب زنند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth