خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دلم را شکّر جان پرورت چون جان عزیزخاکت پایت همچو آب چشمه ی حیوان عزیز
۲
عیب نبود گر ترنج از دست نشناسم که نیستدر همه مصرم کسی چون یوسف کنعان عزیز
۳
یک زمان آخر چو مهمان توام خوارم مکنزانک باشد پیش ارباب کرم مهمان عزیز
۴
خستگان زنده دل دانند قدر درد عشقپیش صاحب درد باشد دارو و درمان عزیز
صفحهٔ ۱ از ۳