خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر او سخن نگوید سخنست در دهانشو گر او کمر نبندد نظرست در میانش
۲
من اگر به خنده گویم دهنش به پسته ماندمشنو که هیچ نبود به لطافت دهانش
۳
برو ای رقیب و بر من سر دست بیش مفشانکه به آستین غبارم نرود ز آستانش
۴
چو طبیب ما ندارد غم حال دردمندانبگذار تا بمیرم برِ چشم ناتوانش
صفحهٔ ۱ از ۳