شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌گذشتی و من از دور نظر می‌کردمخاک پایت همه بر تارک سر می‌کردم
۲
خرقه‌ی ابر به خونابه فرو می‌بردمدامن کوه پر از لعل و گهر می‌کردم
۳
چون به جز ماه ندیدم که به رویت مانستنسبت روی تو زان‌رو به قمر می‌کردم
۴
تا مگر با تو زر وصل مهیا گرددمس رخسار ز سودای تو زر می‌کردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth