خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیمباز چون مرغان شبگیری خوش الحان آمدیم
۲
گر بدامن دوستان گل می برند از بوستانما بکام دوستان با گل ببستان آمدیم
۳
آستین افشان برون رفتیم چون سرو از چمندوستان دستی که دیگر پای کوبان آمدیم
۴
همچو گل یک سال اگر کردیم غربت اختیارمژده بلبل را که دیگر با گلستان آمدیم
صفحهٔ ۱ از ۳