خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اهل دل را خبر از عالم جان آوردیمتحفه ی جان جهان جان و جهان آوردیم
۲
چون نمی شد ز در کعبه گشادی ما رارخت خلوت بخرابات مغان آوردیم
۳
شمع جانرا ز قدح در لمعان افکندیممرغ دل را ز فرح در طیران آوردیم
۴
جام را از جگر سوخته دلخون کردیمشمع را از شرر سینه بجان آوردیم
صفحهٔ ۱ از ۳