خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز هشیار برون رفته و مست آمده ایموز می لعل لبت باده پرست آمده ایم
۲
تا ابد باز نیائیم از پی آنکمست جام لبت از عهد الست آمده ایم
۳
از درت بر نتوان خاست از آنروی که مابر سر کوی تو از بهر نشست آمده ایم
۴
با غم عشق تو تا پنجه در انداخته ایمچون سر زلف سیاهت بشکست آمده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲