خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرو را گل بار نبود گر بود نبود چنینسرو گل رخسار نبود ور بود نبود چنین
۲
دیدمش وی بر سر گلبار و گفتم راستیسرو در گلبار نبود ور بود نبود چنین
۳
طرّه هندوش بین کاندر همه هندوستانهندوئی طرّار نبود ور بود نبود چنین
۴
درختن چون زلف چین برچین مشک آسای اونافه ی تاتار نبود و بود نبود چنین
صفحهٔ ۱ از ۳