شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمانجان داده بر نرگس مست تو حکیمان
۲
دست از طلبت باز نگیرم که بشمشیرکوته نشود دست فقیران ز کریمان
۳
گر دولت وصلت بزر و سیم برآیدکی دست دهد آرزوی بی زر و سیمان
۴
بیاری اگرش شربت آبی نچشانندراهی بمسافر بنمایند مقیمان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth