شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایاندر بند کمند تو دل حلقه گشایان
۲
وی برده بدندان سرانگشت تحیرز آئینه رخسار تو آئینه زدایان
۳
همچون مه نو گشته ام از مهر تو در شهرانگشت نما گشته ی انگشت نمایان
۴
عمرم بنهایت رسد و دور بآخرلیکن نرسد قصّه عشق تو بپایان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth