خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسانوین خسته را بکام دل خویشتن رسان
۲
داغ فراق تا بکیم برجگر نهییک روز مرهمی بدل ریش من رسان
۳
از حد گذشت ناله و افغان عندلیببازش بشاخ سنبل و برگ سمن رسان
۴
بفرست بوی پیرهن از مصر و یکنفسآرامشی بساکن بیت الحزن رسان
صفحهٔ ۱ از ۳