شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمنراستی را چون قدت سروی ندیدم در چمن
۲
زنگیان سودائی آن هندوان دل سیاهو آهوان نخجیر آن ترکان مست تیغ زن
۳
رویت از زلف سیه چون روز روشن در طلوعجسمت اندر پیرهن چون جان شیرین در بدن
۴
تا برفت از چشمم آن یاقوت گوهر پاش تومی رود آب فرات از چشم دریا بار من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth