شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بوستان عارض تو گلستان جانچشم تو عین مستی و جسم تو جان جان
۲
زلف تو دستگیر دل و پای بند عقللعل تو جانفزای تن و دلستان جان
۳
مهر رخ تو مشتری آسمان حسنیاد لب تو بدرقه ی کاروان جان
۴
بر سر نیامدست سیاهی بپر دلیچون آن دو زلف قلب شکن در جهان جان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth