خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که عنبر ز سر زلف تو دارد بوییجعدت از مشک سیه فرق ندارد مویی
۲
آهوانند در آن غمزهٔ شیرافکن توگرچه در چشم تو ممکن نبود آهویی
۳
دل به زلفت من دیوانه چرا میدادم؟!هیچ عاقل ندهد دل به چنان هندویی
۴
مدتی گوشه گرفتم ز خدنگاندازانعاقبت گشت دلم صید کمان ابرویی
صفحهٔ ۱ از ۳