خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ شکّر چو آن دهان دیدیهیچ تنگ شکر چنان دیدی
۲
آن زمانت که در کنار آمدجز کمر هیچ در میان دیدی
۳
در چمن همچو شمع مجلس ماطوطئی آتشین زبان دیدی
۴
راستی را شمائل قد اوهیچ در سرو بوستان دیدی
صفحهٔ ۱ از ۲