شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح وصل از افق مهر بر آید روزیوین شب تیره ی هجران بسر آید روزی
۲
دود آهی که بر آید ز دل سوختگانگرد آئینه ی روی تو در آید روزی
۳
هرکه او چون من دیوانه ز غم کوه گرفتسیلش از خون جگر بر کمر آید روزی
۴
وانک او سینه نسازد سپر ناوک عشقتیر مژگان تواش بر جگر آید روزی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth