شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۲

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بوقت صبح می روشن آفتاب منستبتیره شب در میخانه جای خواب منست
۲
اگر شراب نباشد چه غم که وقت صبوحدو چشم اشک فشان ساغر شراب منست
۳
وگر کباب نیابم تفاوتی نکندبحکم آنک دل خونچکان کباب منست
۴
براه بادیه ای ساربان چه جوئی آبکه منزلت همه در دیده ی پر آب منست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth