شعر را زندگی کن
→ بدایع الجمالخواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی

شوقیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱ - به نام ایزدتبت یا ذوالجلال و الاکرام←شمارهٔ ۲ای صبح صادق رخ زیبای مصطفی←شمارهٔ ۳اگر سرم برود در سر وفای شما←شمارهٔ ۴این چه خلدست که چندی همه حورست اینجا←شمارهٔ ۵کجا خبر بود از حال ما حبیبان را←شمارهٔ ۶گر راه بود بر سر کوی تو صبا را←شمارهٔ ۷اگر در جلوه می‌آری سمند باد جولان را←شمارهٔ ۸چو در نظر نبود روی دوستان ما را←شمارهٔ ۹آخر ای یار فراموش مکن یاران را←شمارهٔ ۱۰ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را←شمارهٔ ۱۱شبی که راه دهم آه آتش افشان را←شمارهٔ ۱۲آن تن ماست یا میان شما←شمارهٔ ۱۳برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب←شمارهٔ ۱۴دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب←شمارهٔ ۱۵ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب←شمارهٔ ۱۶طلع الصبح من وراء حجاب←شمارهٔ ۱۷چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب←شمارهٔ ۱۸نعلم نگر نهاده بر آتش که عنبرست←شمارهٔ ۱۹زلال مشربم از لفظ آبدار خودست←شمارهٔ ۲۰سحاب سیل فشان چشم رودبار منست←شمارهٔ ۲۱این بوی بهارست که از صحن چمن خاست←شمارهٔ ۲۲بوقت صبح می روشن آفتاب منست←شمارهٔ ۲۳ساقیا ساغر شراب کجاست←شمارهٔ ۲۴جمشید بنده ی در دولتسرای ماست←شمارهٔ ۲۵یاران همه مخمور و قدح پر می نابست←شمارهٔ ۲۶طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست←شمارهٔ ۲۷روضه ی خلد برین بستانسرائی بیش نیست←شمارهٔ ۲۸ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست←شمارهٔ ۲۹مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست←شمارهٔ ۳۰منزل پیر مغان کوی خرابات فناست←شمارهٔ ۳۱روز رخسار تو ماهی روشنست←شمارهٔ ۳۲لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت←شمارهٔ ۳۳بدایت غم عشّاق را نهایت نیست←شمارهٔ ۳۴دلا جان در ره جانان حجابست←شمارهٔ ۳۵بوقت صبح چو آن سرو سیم‌تن بنشست←شمارهٔ ۳۶اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست←شمارهٔ ۳۷ورطهٔ پر خطر عشق تو را ساحل نیست←شمارهٔ ۳۸کو دل که او به دام غمت پای‌بند نیست←شمارهٔ ۳۹با تو نقشی که در تصوّر ماست←شمارهٔ ۴۰غرّه ی ماه جز آن عارض شهر آرا نیست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth