خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۵
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوقت صبح چو آن سرو سیمتن بنشستز رشک طلعت او شمعِ انجمن بنشست
۲
فشاند سنبل و چون گل ز غنچه رخ بنمودکشید قامت و چون سرو در چمن بنشست
۳
ز برگ لالهٔ سیراب و شاخ شمشادشبریخت آب گل و باد نارون بنشست
۴
نشست و مشعله از جان بیدلان برخاستبرفت و مشعلهٔ عمر مرد و زن بنشست
صفحهٔ ۱ از ۳