خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۸
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کو دل که او به دام غمت پایبند نیستصیدی به دست کن که سرش در کمند نیست
۲
با دلبری سمتگر و سرکش فتادهامکو را خبر ز حال من مستمند نیست
۳
پر میزند ز شوق لبش مرغ جان منعیب مگس مکن که شکیبش ز قند نیست
۴
گویند صبر در مرض عشق نافعستباری درین هوا که منم سودمند نیست
صفحهٔ ۱ از ۳