خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۴۱
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تُرک من ترک من بیسر و پا کرد و برفتجگرم را هدف تیر بلا کرد و برفت
۲
چون سر زلف پریشان من سودائی راداد بر باد و فروهشت و رها کرد و برفت
۳
خلعت وصل چو بر قامت من راست ندیدبر تنم پیرهن صبر قبا کرد و برفت
۴
عهد میکرد که از کوی عنایت نرودعاقبت قصد دل خستهٔ ما کرد و برفت
صفحهٔ ۱ از ۳