خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۴۹
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف هندوی تو در تاب است و ما را تاب نیستچشم جادوی تو در خواب است و ما را خواب نیست
۲
با لبت گر باده لاف جانفزائی میزندپیش ما روشن شد این ساعت که او را آب نیست
۳
نرگست در طاق ابرو از چه خفتد بیخبرزان که جای خواب مستان، گوشهٔ محراب نیست
۴
ساکن کوی خرابات مغان خواهم شدنکز در مسجد مرا امید فتحالباب نیست
صفحهٔ ۱ از ۳