خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۸۹
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کس نیست که دست من غمخوار بگیردیا دادم از آن دلبر عیار بگیرد
۲
هر لحظه سرشکم بدود گرم و بشوخیجیب من دلخسته ی بیمار بگیرد
۳
کی بار دهد شاخ امید من اگر یارترک من بیچاره بیکبار بگیرد
۴
فرهاد چو یاد آورد از شکر شیرینخوناب دلش دامن کهسار بگیرد
صفحهٔ ۱ از ۳